blog.ir :: بلاگ - تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 19:17
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشن...
این چه دنیای مزخرفیه؟ - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 23:31
عادت کرده به عذاب دادنم عادت کردم به چزاندنشعادت کرده به شکستنم عادت کردم به... تقصیر اون بیچاره چیه؟خدایا چرا باید تاوان شکنجه گری های تو و نامردی یکی دیگه رو یه بدبخت از همه جا بی خبر پس بده...؟ خستم...
آتنا... - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 23:31
چی میشه گفت؟تقصیر پدرت بوده که اجازه داده دخترش تنها برگرده خونه؟تقصیر مادرت بوده که تورو دختر زاییده؟تقصیر کی بوده؟تقصیر کیه که ما آدما اینقدر آدم حیوون صفت داریم بین خودمون؟یه آدم تا چه حد پست و حیوون صفت و کثیف میتونه باشه که به یه بچه تعرض کنه؟خدایا داری میبینی؟کی جواب دل داغدار مادر آتنا رو مید
مثله... - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 23:31
مثل فکر کردن به خودکشی به دلیل رسیدن به انتها... تیغیا قرص؟ مساله این است... خودکشی مرگ قشنگی که به آن دل بستم دست کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم...
اندر احوالات عشق های دور برم که خواهر فدایتان ♡_♡ - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 23:31
+دوشکا ×وای آره اونا دوشکا هستن+کاش میشد بپری پشتش یه عالمه تیر بندازی -ووهاهاهای چه بز خوشگلی ♡_♡ ×کاش میدادن با او دوشکا فقط یه تیر،فقط یه تیر بندازم.اگه میدادن،میزدم اون بز رو میکشتم :دی - :| پ.ن1:مکالمات من و داداش های جان. پ.ن2: -:من +:داداشی ×:پسرخاله کوچولویی پ.ن3:دوشکا یه جور ضد هوایی خفنه ک...
دلم،دیگه،نمیخواد... - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 23:31
یه وقتایی دیگه حسابی خسته میشی از دستش.از ناز کردناش،از الکی قهر کردناش،از لجبازیای بی موقع و زیاد و بی اندازه اش،از توهین کردناش تو جمع،از بی احترامی کردناش تو تنهایی،از اینکه اصلا تورو جدی نمیگیره،از اینکه فکر میکنه بچه ای،از اینکه حتی دربرابر خواهر برادراش تو غریبه ای و اونا رو بهت ترجیح میده ،از
یادش بخیر... - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 23:31
یادش بخیر توی راهروهایش،لامپ ها همگی سنسور داشتند؛برای صرفه جویی در مصرف برق.قدم که میگذاشتی توی راهروها،تق...تق...تق...لامپ های مهتابی یکی یکی روشن میشدند.بعضی ها روشن و خاموش میشدند و آدم را میترساندند.چون هنوز سومی روشن نشده بود،اولی خاموش میشد و راهروی پشت سرت کاملا تاریک و... راهروهای تو در تو
ملت دیوانن :| - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 1:05
عزیزی که گوشیت اندروید 4.2 است و آی پی دستگاهتم ***،***،**،** است! روانی فازت چیه اینا رو از وبلاگ من کپی میکنی؟!ویرگو و است و عنوان وبلاگمم کپی کردی!خدا شفات بده! عاصی ... جمعه ۹ تیر ۹۶
خداحافظی ... - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 16:52
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حکمت یا خطای دید...؟! - تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 0:06
همیشه تو اتفاق های بد زندگیم به خدا توکل میکردم و به حکمت خدا ایمان داشتم.همیشه با خودم میگفتم این اتفاق حتما حکمتی توش هست.خدا خودش میدونه که چی رو با چی ست کنه.اما تو آخرین اتفاقی که توی زندگیم افتاد از هر زاویه ای که بهش نگاه میکنم هیچ حکمتی نمیبینم.واقعا درک نمیکنم چرا همچین فاجعه ای باید رخ مید
خشک و بی روح در حد سنگ... - تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 0:06
خیابونای شهر عریض و طولانی، درختها بلند و سر به فلک کشیده،ساختمونا همه بلند ولی وزن تمام اونها روی قلب من سنگینی میکنن.ماه پیش همچین روزی...الان...بیرون بودم فکر کنم با بچه ها بودم ولی سه روز بعد... توی زندگی همه ی آدما یه فاجعه هایی رخ میده ولی تو زمانهای مختلف.برای خیلی ها تو پیری و کهنسالی این ات
دلتنگی،دل گرفتگی،خستگی...شما هرچی دلتون میخواد صداش کنید... - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 12:06
داشتم وبلاگ یکی از دوستای بلاگفایی رو میخوندم که آخرین بار دیماه 95 به روز شده بود.یه لحظه برگشتم تو سال 92 و فضای وبلاگهای بلاگفا و قالبهای مژگان و کد ماوس ستاره ستاره و قلبی قلبی و پست های رمز دار و همه ی اینا. یه زمانی فضای مجازی جزء خیلی مهمی از
تو را دال و واو و سین و ت دارمت... - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 9:26
داشتم به این مهم فکر میکردم که شاید بهتر باشد به ازدواج سنتی فکر کنم.یک خانومی که از کمالات مادرم خوشش آمد،شخصیت پدرم را پسندید،یکدانه دختر بودنم به دلش نشست و اینکه فقط یک برادر دارم و سر خری ندارم به نظرش خیلی خوب و عالی آمد و دلش خواست که عروسش شوم و زن پسرش بشوم و زنگ زد به خانه مان و از مادرم ا
پاگشا - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 9:26
دوست عزیزی داشت تعریف میکرد که برای مهمانی پاگشای فامیلشان دعوت کرده اند رستوران و یازده نفر مهمان داشته اند و با خودشان شدن پونزده نفر و رستوران نامرد هم برای این پونزده مهمان 1200000 تومان پول گرفته بخاطر یک شام!عایا زیاد نیست برای یک مهمانی شام و کلاس گذاشتن یک میلیون و دویست هزار تومان هزینه کنی
تو ماهی و من... - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 9:26
Photo by aasii ^_^
نرگس است جانم ♡_♡ - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 9:26
خوشحالی یعنی بعد از تمام شدن زمستان و رفتن فصل نرگس،توی خیابان و سوار ماشین ببینی چند ماشین ایستاده اند و در جعبه عقبشان را باز کرده اند و دارند نرگس میفروشند.عشق میکنی،جیغ میزنی و پدر را میفرستی گل بخرد ^_^ توی هال که از کنارش رد میشوی بویش آدم را مست میکند...نرگس را میشود خرید،عطر نرگس همانی است ک
دل آدمو میسوزونن،روح آدمو می پوسونن... - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 9:26
یه سری اتفاقا هستن،وقتی پیش میان،پشت بندش آدم دلش میسوزه،میشکنه،روحش خسته و نابود میشه،روحش میپوسه... یه آدمایی هستن که بعد از اونا حتی میترسی که به حرف زدن با بعضی های دیگه عادت کنی... بیایم ازون اتفاقا برای کسی پیش نیاریم،ازون آدما نباشیم...
بچه ی بیچاره چه گناهی کرده؟ - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 9:26
-ش چرا فش فشه های اونا بلندتر از مال توه؟ +مامان پری چونکه مال اونا پونزده هزار تومنیه،مال من پنج تومنیه :/ پسرک ریز نقشی که در تمام دعواها و مراحل طلاق پدر و مادرش حضور داشت و حالا حتی هفته ای یکبار هم مادرش را نمیبیند.با مامان پری مهمانی میرود،بازار میرود،مدرسه می رود... پسر نوجوان 13 - 14 ساله ح
یهویی،ریز و مجلسی،تبلیغ و بازاریابی:| - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 9:26
+آقا قیمت این قالب های یخ چنده؟ -این قالبهای یخ بسیار زیبا هستن، جنسشون فوق العاده است،یخ هایی در ابعاد و اندازه های بسیار مناسب تحویلتون میدن، از همه مهمتر که یخش خیلی سفت میشه...! + :| یخش سفت میشه؟سفت تر از بقیه ی قالب ها؟ ○_○ پ.ن:بعضیا دیگه نمیدونن چجوری بازار گرمی کنن :|
با احتمال نابودی همیشگی... - تاریخ: 1396/1/30 ساعت: 9:26
همیشه به اونهایی که در شهری غیر از شهر خودشون درس میخونن حسودیم می شد. نمیگم هیچوقت و هرگز به هیچکس حسادت نکردم! به این دسته افراد شدیدا حسادت ورزیدم چونکه خودم همیشه و همیشه دوست داشتم در شهر دیگه ای تحصیل کنم. ولی حالا که بیشتر بهش فکر میکنم میبینم چهار سال زندگی کردن توی یه شهر دیگه در هر صورت د

برچسب‌های مرتبط

به مبارک بادم | به مبارك بادم | هر دم آید به مبارک بادم | غمی از نو به مبارک بادم | اید به مبارک بادم | جِم تی وی | فاطما گل | حریم سلطان | پخش زنده | چشم وا از تو بنویسم