خرید بک لینک
یه وقتایی دیگه حسابی خسته میشی از دستش.از ناز کردناش،از الکی قهر کردناش،از لجبازیای بی موقع و زیاد و بی اندازه اش،از توهین کردناش تو جمع،از بی احترامی کردناش تو تنهایی،از اینکه اصلا تورو جدی نمیگیره،از اینکه فکر میکنه بچه ای،از اینکه حتی دربرابر خواهر برادراش تو غریبه ای و اونا رو بهت ترجیح میده ،از اینکه همه امینشن غیر از تو،از اینکه ... قبلا هم یبار بریده بودم ازش ولی بخشیدم؛اما اینبار دیگه نمیشه... دیگه دوست ندارم برگردم... ایندفه دیگه دلم نمیخواد؛دلم سیاه شده...

یه وقتایی عقل یه کارهایی رو دستو میده که خیلی سختن ولی چون دلت، میخواد، از جونم که شده مایه میذاری و انجامش میدی؛ ولی امان از روزی که دلت، نخواد... اوقته که اگه عالم و آدم و جمع بشن و گواهی بدن به درست بودن اون کار،دیگه نمیتونی انجامش بدی؛ حتی اگه برات به سادگی خودرن یه لیوان آب باشه...

برچسب: نویسنده: ماهان توکلی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 23:31

صفحه بندی